ثبت ملک به عنوان مهریه

برای ثبت ملک به‌عنوان مهریه مدارکی لازم است که باید در هنگام عقد در دفتر ازدواج آماده باشد. تمام مدارکی که برای انتقال ملک نیاز است و معمولا فروشنده آنها را به دفتر ثبت اسناد رسمی ارائه می‌دهد؛ از جمله برگه استعلام از ثبت، گواهی از دارایی مبنی بر پرداخت مالیات و گواهی از شهرداری برای اثبات پرداخت عوارض و همچنین سند رسمی ملک.در صورتی که زوج تمام این مدارک را آماده کند و همراه خود به دفتر ازدواج بیاورد،‌ سردفتر ازدواج هم در قباله ازدواج مشخصات ملک را به عنوان مهر زوجه وارد می‌کند.
مثلاً این‌طور می‌نویسد که «منزل مسکونی با فلان مساحت و به این شماره واقع در فلان محله و …» بعد از مشخصات منزل، باید سردفتر شماره گواهی دارایی و شهرداری و شماره استعلام ثبتی را هم درج کند. اما جریان قانونی ثبت به اینجا ختم نمی‌شود. دفتر ازدواج و طلاق موظف است که قباله ازدواج را به نزدیک‌ترین دفتر ثبت اسناد رسمی بفرستد. دفتر ثبت اسناد پس از دریافت قباله، خلاصه معامله صداقی ثبت می‌کند و نام زوجه را به عنوان مالک جدید در ستون انتقالات می‌نویسد و شماره آن را به اداره ثبت می‌فرستد تا سند به نام زوجه ثبت شود. سندهای دفترچه‌ای قبلی بعد از انتقال به سند تک‌برگی تغییر پیدا می‌کنند. در کل هر کس که سند به او منتقل می‌شود، باید منتظر بماند که سند تک‌ برگی جدید به نام او صادر شود.

دوستانی که قصد خرید ملک دارند.. جدیدا مشکلی ک بوجود آمده.. آقا خانه رامیفروشد.. بعد خانم میاد به عنوان ثالث دادخواست میده و معامله را باطل میکند.. چرا؟ادعا میکند که خانه مهریه اوست!!!!راه حل شما برای این مشکل حاد چیست؟البته با توجه به مواردی که توضیح دادم؟

برابر اصل کردن مدارک توسط وکیل

بارگذاری مدارک و مستندات ارسالی موکل از پیام رسان ها بدون رویت عین اسناد در زمان تقدیم دادخواست یا لایحه اشتباهی فاحش و مسیولیت آور برای وکیل میباشد . شایسته است ضمن رویت اسناد موجود امضای موکل بر رونوشت اسناد اخذ و بعد از تایید و ممهور نمودن به مهر برابر اصل توسط وکیل در سامانه به عنوان مدارک و مستندات بارگذاری گردد.


فسخ نکاح به علت صرع زوجه

✅درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه

✅ چکیده:
بیماری صرع و تومور در ناحیه سر زوجه از عیوبی محسوب نمی شود که به زوج حق فسخ اعطا نماید. (https://t.me/joinchat/AAAAADvuBLivUKvjUVWOMQ)

🔹شماره دادنامه قطعی :

🔹تاریخ دادنامه قطعی :
1401/12/24

رأی خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ ۱۴۰۱/۴/۲۸ اقای ا. ع. بطرفیت خانم م. ر. دادخواست بخواسته فسخ نکاح تقدیم دادگاه می نماید. و در شرح خواسته بیان شده که در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۲۰ ازدواج نموده اند و اخیرا متوجه بیماری تومور در ناحیه سر و بیماری صرع در خوانده شده است.که در حین عقد وجود داشته و زوج از ان مطلع نبوده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می شود. وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده و جلسه دادگاه در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۱۴ با حضور خواهان تشکیل می شود. و خواهان خواسته را بشرح دادخواست تقدیمی تشریح می نماید. دادگاه پس از رسیدگی ختم ان را اعلام و طبق دادنامه شماره *۰۱/۷/۲۷ و به این علت که خواهان در خصوص ادعای خویش مبنی بر اینکه خوانده مبتلا به بیماری صرع و دارای تومور در ناحیه سر می باشد. دلایل و ی به دادگاه ارائه نداده است.و حتی بر فرض صحت ادعای خواهان مشمول بیماریهای موضوع ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی و عیوبی که موجب حق فسخ برای مرد می شود. نمی باشد. لذا دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم بر بطلان دعوی وی صادر می گردد. ( برگ ۴۱ ) . خواهان به این رای اعتراض می نماید. و تجدیدنظرخواهی در شعبه *رسیدگی شده و بموجب دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی تایید می گردد. زوج از این رای نیز فرجامخواهی بعمل اورده و تقاضای نقض دادنامه را کرده است.که مشروح لایحه فرجامخواهی در هنگام شور قرائت می گردد. تبادل لوایح انجام سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع و تحت نظر قرار دارد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

✅رأی متن رأی
رای شعبه
فرجامخواهی اقای ا. ع. بطرفیت خانم م. ر. نسبت به دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ شعبه *که بموجب ان دادنامه بدوی مبنی بر صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان بخواسته فسخ نکاح تایید شده است.متضمن علل و جهاتی که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه فرجامخواسته را فراهم اورد نمی باشد. زیرا دادنامه موصوف با توجه به محتویات پرونده موافق موازین قانونی اصدار یافته است.و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز با خدشه ای روبرو نمی باشد. بنا به مراتب ضمن رد فرجامخواهی و مستندا به ماده ۳۹۶ از قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد.
شعبه
رییس: س. ب. مستشار: ح. م. مستشار: م. ا.

✅درخواست فسخ نکاح به دلیل بیماری صرع زوجه

✅ چکیده:
بیماری صرع و تومور در ناحیه سر زوجه از عیوبی محسوب نمی شود که به زوج حق فسخ اعطا نماید. (https://t.me/joinchat/AAAAADvuBLivUKvjUVWOMQ)

🔹شماره دادنامه قطعی :

🔹تاریخ دادنامه قطعی :
1401/12/24

رأی خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ ۱۴۰۱/۴/۲۸ اقای ا. ع. بطرفیت خانم م. ر. دادخواست بخواسته فسخ نکاح تقدیم دادگاه می نماید. و در شرح خواسته بیان شده که در تاریخ ۱۴۰۰/۸/۲۰ ازدواج نموده اند و اخیرا متوجه بیماری تومور در ناحیه سر و بیماری صرع در خوانده شده است.که در حین عقد وجود داشته و زوج از ان مطلع نبوده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع می شود. وقت رسیدگی تعیین و طرفین دعوت شده و جلسه دادگاه در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۱۴ با حضور خواهان تشکیل می شود. و خواهان خواسته را بشرح دادخواست تقدیمی تشریح می نماید. دادگاه پس از رسیدگی ختم ان را اعلام و طبق دادنامه شماره *۰۱/۷/۲۷ و به این علت که خواهان در خصوص ادعای خویش مبنی بر اینکه خوانده مبتلا به بیماری صرع و دارای تومور در ناحیه سر می باشد. دلایل و ی به دادگاه ارائه نداده است.و حتی بر فرض صحت ادعای خواهان مشمول بیماریهای موضوع ماده ۱۱۲۳ قانون مدنی و عیوبی که موجب حق فسخ برای مرد می شود. نمی باشد. لذا دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم بر بطلان دعوی وی صادر می گردد. ( برگ ۴۱ ) . خواهان به این رای اعتراض می نماید. و تجدیدنظرخواهی در شعبه *رسیدگی شده و بموجب دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ و ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه بدوی تایید می گردد. زوج از این رای نیز فرجامخواهی بعمل اورده و تقاضای نقض دادنامه را کرده است.که مشروح لایحه فرجامخواهی در هنگام شور قرائت می گردد. تبادل لوایح انجام سپس پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع و تحت نظر قرار دارد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

✅رأی متن رأی
رای شعبه
فرجامخواهی اقای ا. ع. بطرفیت خانم م. ر. نسبت به دادنامه شماره *۰۱/۹/۲ شعبه *که بموجب ان دادنامه بدوی مبنی بر صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان بخواسته فسخ نکاح تایید شده است.متضمن علل و جهاتی که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه فرجامخواسته را فراهم اورد نمی باشد. زیرا دادنامه موصوف با توجه به محتویات پرونده موافق موازین قانونی اصدار یافته است.و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی نیز با خدشه ای روبرو نمی باشد. بنا به مراتب ضمن رد فرجامخواهی و مستندا به ماده ۳۹۶ از قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام می گردد.
شعبه
رییس: س. ب. مستشار: ح. م. مستشار: م. ا.

وکالتنامه به صورت مطلق

🔴 تصویر نامه رئیس دفتر حقوقی شورای‌ عالی کانون ها و جوامع سردفتری کشور در خصوص وکالت کلی به معاونت محترم اسناد سازمان ثبت

قبولی های سردفتری سال 1401

برای ۴۲۲ سردفتر در ۶ ماهه امسال ابلاغ صادر کرده‌ایم و ۱۸ سردفتر اسناد رسمی به انفصال دائم محکوم شده اند و این آرا توسط اداره امور اسناد به مرحله اجرا گذاشته شده است وطبق آرا صادر شده از دادگاه‌های انتظامی و تجدید نظر سردفتران در ۶ ماهه امسال ۱۵۴ فقره انفصال موقت صادر و به مرحله اجرا در آمده است.

🔹 ۸۰ دفتر اسناد رسمی یا سردفتر اسناد رسمی به دلیل شرایط کاری، عدم کسب درآمد، کاهش فعالیت‌های سردفتر اسناد رسمی، افزایش تعداد دفاتر اسناد رسمی استعفاء دادند./ صدا و سیما
#اسناد_رسمی#سردفتری#آزمون_سردفتری1401#سردفتری1401#دفاتر_اسناد_رسمی#خندانی#بابایی

دوستان این اخبار رو ملاحظه میفرماییدو اتفاقا 9500نفر قبولی سال 1401 مضاف کنید به این عملکرد ثبت که تا الان باید جذب میشدند ولی هیچ عمل مثبتی در این زمینه انجام نشده... واقعا نحوه جذب سازمان ثبت بجای اینکه الگو باشه خیلی بد و پر از تناقضات و بدون پاسخ گو هست.. باعث تاسف و تاثر هست که مقام مسئول حداقل برای داوطلبین احترامقایل نیست زیرا خیلی وقت خودش رو از این خیل عظیم امیدوار جدا میبیند .. وگرنه که این همه آشفتگی در سیستم ثبتی کشور باعث تعجب هست


سوالات کاربردی برای وکلای محترم

💢سوال پرتکراربه عناوین مختلف

تکلیف تمبر ابطال شده بصورت دستی

✔️ الان یکی از همکارا تمبر رو جدا پرداخت کرده برای لایحه اعلام وکالت این هزینه هارو هم محاسبه کردن
تکلیف اون تمبر که خودش باطل کرده چی میشه؟

🔰از مدير دفتر شعبه رسيدگي ‌كننده درخواست کنید پس از تاييد قاضي شعبه گواهي ابطال تمبر مازاد با قيد مبلغ مازاد رو صادر کنه و وكيل مي ‌تونه اين گواهي رو به همان ميزان در پرونده هاي دادخواست‌ های ديگه خود به عنوان تمبر مالياتي ابطال شده و سهم كانون، مركز و صندوق استفاده کنه

و یا در صورت عدم استفاده از تمبر مالیاتی، اون رو به اداره مالياتي موقع درخواست مفاصا حساب ارائه کنید تا از ميزان تمبرهاي مالياتي وي كسر بشه

برای کارآموزان وکالت

با درود خدمت همگی سروران ...بینندگان عزیز و خوانندگان قدیمی و جدید.. اول ازهمه باید یه عذرخواهی بکنم بابت تاخیر.. تاخیر در سر زدن به وبلاگ.. و ندیدن نظرات دوستان عزیز.. واقعا شرمنده.. بزارید رک و روراست خدمتتون بگم..نمیخوام بگم اونقدر بیزی و فعال بودم که حتی وقت نکردم به وبلاگ کوچولوی دوست داشتنی و قدیمیم سربزنم!چند سال پیش یه سایت به نام و فامیلی خودم راه اندازی کردم.خیلی هم شیک و پیک !بود.. با دامنه دات کام .. ازاونجایی که بنده وارد نبودم به تمدید دامنه.. هیچی دیگه دامنه دات کام که هر ساله باید هزینه دلاری پرداخت کنید برای تمدیدش پرید و کل وبسایت با هزینه اولیه که شده بود به قول بچه های دهه شصتی رفت رو هوا!!بگذریم.. ما ماندیم و یه گروه حقوقی واتس اپی پرسش وپاسخ مخصوص وکلای دادگستری که خودم درست کرده بودم و بیشتروقتم رو اونجا میگذروندم.. پاسخ به شبهات و سوالات همکاران مخصوصا کارآموزان عزیز...و بعلاوه فعالیت در لینکدینlinkdin این کل فعالیت فضای مجازی من بود.

حالا چند وقتیه حس میکنم باید دوباره شروع کنم به نوشتن.روزی آرزو داشتم نویسنده بزرگی بشم!!اما با توجه به آمار کتابخوانی جامعه ما انگیزه کافی برای رسیدن به این رویا محقق نشد..منی که ترجیح میدادم برای خواندن رمان بیشتر از رمان های ترجمه خارجی استفاده کنم و نویسنده های وطنی کمی برام آشنا بودند و تمام کتاب هاشون رو خوانده بودم مثل#صادق_هدایت نازنین یا خانم #زویا_پیرزاد و یا #جلال_آل_احمد یا #محمود_دولت_آبادی.. باور کنید کل نویسنده های وطنی که دوستشون دارم به ده عدد نمیرسه.. مابقی همه خارجی هستند... من ماندم و لایحه نویسی..سعی کردم از عشقم به نوشتن دور نشم و حتی در تنظیم لایحه هم این امر به داد من رسید.. به زبان خود مینوشتم.. عالی بود.. راضی بودم و قابل درک.

یکی از انتقاداتیکه به من در نوشتن لایحه میشد این بود که چرا کمتر از کلمات ثقیل و سنگین عربی یا حتی فارسی استفاده میکنم.. من معتقدم لایحه باید موجز و مختصر و مفید و اتفاقا عاری از کلمات نامفهوم باشد. برای موکل قابل درک باشد.. برای قاضی کسل کننده نباشد.. مختصر و ضربتی باشد... انگار چشم در چشم ماجرای پرونده بی جان کاغذی موکل را با زبان نوشته برایش بگویم و او درک کند و بفهمد نه اینکه تورق کند و حتی نیم نگاهی به آن نیندازد..همیشه به کارآموزان عزیز توصیه میکنم لایحه خود را تایپ شده تحویل بدهند و بدون غلط املایی زیرا همه دست خط ها خوانا نیستند... یادم میاد در دوران کارآموزی چه زجری میکشیدم برای خواندن دست خط بی دقت قاضی!!وقتیم که بهشون میگفتم توروخدا!!این چیه اصلا اینجانوشتید.. میخندید و میگفتند شما عادت نداری..ببین خانم منشی میفهمه چی نوشتم درحالی که خانم منشی هم ده دقیقه یکبار میگفت رییس این چیه..رییس اون چیه!!

خلاصه که اگر دست خط خوشی دارید با دست بنویسید وگرنه اگر مثل من بدخط هستید حتما تایپ کنید. نکته بعدی خلاصه نوشتن است. بسیار بسیار خلاصه ..به طوری که فقط حاوی مطالب کلیدی و اصلی دفاعیات شما باشد. میدانید و میدانم در این اوضاع مملکت دیگر حوصله ای نیست و اگر هست دقتی نیست و اگر دقت هم هست توش پولی نیست اگرم هست..وقت کمه و ساعات ادارات شده 6تا 1!!یعنی هیچ اندر هیچ.. عزیزان.. مختصر و مفید نوشتن نه اینکه مطلب نامفهوم شود.. خیر.. بلکه از زوائد کاسته مطلب اصلی بیان شود و قربان صدقه مختصر تر و عجز ولابه کم و درد و دل نفرمایید!این مطالبی که گفتم به درد شمایی که اعتقادی به وکیل ندارید هم میخوره... مثلا یه لایحه دفاع میخواید بدید دادگاه..دیگه نیا ماجرای دیشب شمسی خانم که کتلت رو سوزوند و بعد بوش پیچید و شما معترض شدی و دعوا شروع شد رو تعریف کن!!!صاف برو اصل ماجرا رو بگو.. یعنی بنوییس... قاضی حوصله خواندن 10 صفحه لایحه با فونت 12 شما رو نداره... چشم ها همه ضعیف شده..پس واقع بین باشید و حوصله قاضی را سر نبرید..

در ادامه براتون از خاطرات کاری خواهم نوشت..به سوالات بالاخص کارآموزان عزیز پاسخ خواهم داد..

با من از طریق واتس اپ در تماس باشید 09125260603

و همچنین ایمیل شخصی بنده:z.hedayat.zade@gmail.com

#وکیل#زهرا_هدایت_زاده#تنظیم_لایحه#لایحه#لایحه_خوب#دادگاه#قاضی#دادسرا#دفاعیه#وکیل_دادگستتری


سوال
اگر در مهریه طرفین سازش کنند برای رفع توقیف اموال ایا اجرا نیم عشر را میگیرد؟

پاسخ

کاربردی👇

ماده ۱۶۰ ق.ا.ا.م " پرداخت حق اجرا پس از انقضای ده روز از تاریخ ابلاغ اجراییه بر عهده محکوم علیه است ولی در صورتی که طرفین سازش کنند یا بین خود ترتیبی برای اجرای حکم بدهند نصف حق اجرا دریافت خواهد شد. و در صورتی که محکوم به بیست هزار ریال یا کمتر باشد حق اجرا تعلق نخواهد گرفت "👈 ماده ۱۶۰‌علاوه بر انکه مسئول پرداخت حق اجرا بیان نموده ، زمان استقرار انبر عهده شخص مسئول پرداخت رابیان‌کرده ، باتوجه به صیاق ماده فوق الذکر پس از ۱۰ رور از تاریخ ابلاغ اجرائیه به محکوم علیه سپری شد👈 ان‌موقع پرداخت حق اجرا بر عهده او مستقرر می گردد. بنابراین قبل از انقضا یا اتمام‌مهلت ۱۰روزه از تاریخ ابلاغ اجرائیه ، ذمه محکوم علیه به حق اجرا مشغول نخواهد گشت . شاید سوالی که اکثرا حتی برای خود شخص بنده پیش بیاد ان است که منظور ماده از حق اجرا به شرح مذکور در ماده ۱۶۰ چیست؟
منظور حق اجرا مطلق هزینه های مذکور در م ۱۵۸ ق.ا.ا.م است لیکن در مقابل باید عرض کنم فقط هزینه های مذکور در بند یک ماده ۱۵۸ ق.ا.ا.م مشمول عنوان حق اجرا است چرا که ذینفع حق اجرا ، دولت و ذیتفع هزینه های اجرای حکم اشخاص هستند که انها را پرداخت نموده اند و نمی توان کفت طلب اشخاص از محکوم علیه پس از پرسه ۱۰روزه از تاریخ ابلاغ اجرائیه محقق می گردد؛ بلکه سبب طلب اقدامی هست که در راستای پرداخت بعنوان مثال هزینه ارزیابی یا حق الحفاظه حافظ صورت گرفته است لذا شکی نبست که منظور مقنن از حق اجرا نیم عشر اجرایی مبالغ مذکور در بند ۲۲ماده ۳ قانون وصوا برخی از درامدهای دولت و مصرف ان دد موارد معین مصوب ۷۳ می باشد انچه تایید کننده استدلال بنده است تعریفی است که از حق اجرا بیان گشت لیکن براساس تعرریف فوق حق اجرا حقی هست بصورت پول که دولت از بابت اجرای اسناد رسمی و اجرای احکام دادگاهها اخذ می نمایید

مستفاد از ماده ۱۶۰‌ق.ا.ام این است که محکوم علیه تا ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه نسبت به پرداخت حق اجرا مسئولیتی ندارد، فقدان‌مسئولیت پرداخت حق اجرا تا ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه در فرضی که میزان هزینه های اجرایی در اجرائیه قید گردد قابل توجیه است اما اینگونه نیست که در تمام اجرائیه ها مبلغ حق اجرا قابل درج‌باشد 👈مثلا در دعاوی غیر منقول در زمان صدور اجرائیه مبلغ حق اجرا مشخص نمی باشد و پس از اجرای حکم ، دادگاه میزان ان را تعیین می کند ، بنابراین در فرضی که هنوز دادگاه میزان حق اجرا را تعیین‌نکرده باشد ، نمی توان‌گفت محکوم علیه پس از انقضای ۱۰ روز از تاریخ صدور اجرائیه تکلیف به پرداخت دارد، چرا که هنوز مبلغی از طرف دادگاه تعیین نشده تا محکوم علیه را مکلف به پرداخت بدانیم، موجه تر بگیم در باب صدور اجرائیه های مالی مسئولیت پرداخت بعد ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه ایجاد می کردد.

در مورد اجرائیه های غیر مالی مسئولیت پرداخت از زمانی ایجاد می شود که دادگاه حق اجراء را تعیین کند البته در مقابل نیز باید گفت در اجرائیه های غیر مالی نیز مسئولیت مرداخت حق اجراء بعد ۱۰روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه ایجاد می شود ، اما انجام تکلیف معلق به تعیین میزان مبلغی است محکوم علیه باید ان را بپردازد قبل توجیه هست

براساس ماده ۱۶۰پرداخت حق اجرا پس از انقضای ۱۰روز از تاریخ ابلاغ بر عهده محکوم علیه است . این مدت در مورد ان دسته از محکوم علیهم است که مقیم ایران باشند ، امااگر محکوم علیه یا یکی از محکوم علیهم مقیم خارج از کشور باشد مهلت ۱۰ روز به ۲ماه افزایش پیدا می کند 👈 یعنی پس از انقضای ۲ماه از تاریخ ابلاغ اجرائیه مسئولیت پرداخت حق اجرا ایجاد می شود.چون به استناد ماده ۳۲ ق.ا.ا.م مواعد ا‌.د‌.م در اجرای احکام‌مدنی جاری هست و طبق ماده ۴۴۶ ق.ا.د.م مواعد مقرر برای افراد مقیم خارج‌از کشور ۲ماه بوده است و بر اساس ماده ۴۴۷ نیز اگر اجرائیه دارای محکوم علیه متعدد و حتی یکی از انها مقیم خارج از کشور باشند موعد ۲ماه شامل همه انها خواهد بود

از ماده ۱۶۰ ق.ا.ا.م این نتیجه حاصل می شود که اگر در خلال ۱۰ روز نسبت به محکوم علیه مقیم کشور ودر خلال مدت ۲ ماه نسبت به محکوم علیه مقیم خارج از کشور ، حکم توسط او اجرا شود هیچ گونه حق اجرا به او تعلق نمی گیرد. همینطور در صورتی که در این مدت طرفین اجرائیه 👈 سازش 👈 نموده تا ترتیبی بین خودشان برای اجرای حکم مقرر نمایند ممکن است به این استدلال ایراد شود چرا که ماده ۱۶۰ سازش بین طرفین یا مقرر گردیدن ترتیب اجرا بین ان دو را از موجبات تعلق ۱/۲ حق اجرا به محکوم علیه دانسته است نه از موجبات معافیت از پرداخت ، در رد این باید گفت ، سازش بین طرفین یا مقرر گردیدن ترتیب پرداخت ، در صورتی از موجبات تنصیف حق اجراست که بعد مدت از ۱۰ روز یا ۲ماه از تاریخ ابلاغ اجرائیه باشد نه در خلال مدت ۱۰ روز یا ۲ماه ، چرا که اساسا در خلال این مدتها مسئولیتی برای پرداخت حق اجرا وجود ندارد.

👇👆
ماده ۹۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۰/۱۱/۲۷ کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی در خصوص اجرائیه مربوط به مهریه زوجه چنین مقرر کرده بود 👈 "چنانچه زوجه پس از صدور اجرائیه در خصوص وصول مهریه و لازم‌الاجراء شدن‌ (‌اعم از اجرائیه اسناد رسمی و آراء محاکم و مراجع‌قضائی) به هر علت از ادامه عملیات اجرائی منصرف شود از پرداخت نیم عشر دولتی معاف خواهند بود. ‌حکم این ماده به پرونده‌های اجرائی سابق که مختومه شده‌اند و نیم‌عشر دولتی آنها‌ وصول نشده نیز تسری می‌یابد."

ممکن است به ذهن متبادر شود ماده ۹۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت ، در عملیات اجرایی دایره اجرای احکام مدنی نیز موثر است ؛ در حالی که اینگونه نیست . زیرا طبق ماده ۱۶۰ ق.ا.ا.م پرداخت نیم عشر به عهده محکوم علیه است نه محکوم له ، لذا همین که ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه سپری شد محکوم علیه باید نیم عشر را بپردازد و معافیت از پرداخت نیم عشر به شرح مذکور در ماده‌ ۹۸ ناظر به مواردی است که تحت شرایط مخصوص وظیفه محکوم له یا ذینفع اجرائیه است ودر ق.ا.ا.م تحت هیچ شرایطی پرداخت نیم عشر از وظایف محکوم له اجرائیه نمی باشد. بلکه در هر مورد که این وظیفه با محکوم له باشد ،زوجه از پرداخت نیم عشر مهریه معاف خواهد بود . بعنوان‌مثال 👈 در ماده ۱۳۱ ق.ث مصوب ۷۳ " حق‌الاجرای اسناد لازم‌الاجرا پنج درصد (۵%) مبلغ مورد اجرا تعیین می‌شود و از کسی که اجرا علیه اوست اخذ خواهد شد مگر اینکه دائن بدون حق تقاضای اجرا نموده باشد که در این صورت نسبت به آن قسمتی که دائن حق نداشته از خود او مأخوذ می‌گردد.

تبصره: هر‌گاه طرفین پس از صدور اجراییه و ابلاغ در خارج صلح نمایند یا قرار اقساط بگذارند یا مهلت بدهند یا مدت یک سال اجراییه را تعقیب نکنند متضامناً مسئول پرداخت نیم عشر خواهند بود و کسی که در نتیجهٔ مسئولیت تضامنی حق اجرا را می‌پردازد می‌تواند آن را از طرفی که قانونا مسئول پرداخت حق اجرا می‌باشد به وسیله اجرا وصول نماید. (الحاقی مصوب ۱۳۲۰) "

بنابه مراتب فوق کاربرد ماده ۹۸ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت در مورد اجرائیه های ثبتی است وقید آراء محاکم و مراجع قضایی در ماده ‌۹۸ توجیه پذیر نمی باشد.

از اداره حقوقی قوه قضائیه در مورد بازداشت ملک مدیون توسط طلبکاران متعدد و چگونگی وصول حق الاجرا سوالی که شده 👈 " هزینه های اجرایی از فروش مال

هرگاه ملک مدیون توسط طلبکاران بازداشت شده باشد (به ترتیب) واحد از آنان (بازداشت کننده نخستین) موفق به اخذ حکم قطعی و صدور اجراییه شود و ملک به مزایده گذارده و همان طلبکار برنده مزایده شود و مازاد قیمت ملک را به صندوق دادگاه بسپارد آیا هزینه تنظیم سند انتقال که شامل مالیات و عوارض شهرداری هم می شود از محل قیمت قابل پرداخت است یا این که چون مازاد به نفع سایر طلبکاران بازداشت شده است نمی توان از محل پرداخت نمود؟

نظریه ۷/۵۰۴۲ - ۱۳۶۰/۱۱/۱۹
۱- مستفاد از مجموع مواد قانون اجرای احکام مدنی مخصوصاً مواد ۶، ۱۴۴ ،۱۵۰ ،۱۵۱ ،و۱۵۸ آن این است که هزینه های اجرایی که شامل حق الاجرا و سایر هزینه های ضروری از برای اجرای حکم است بر عهده محکوم علیه می باشد و پس از فروش مال محکوم علیه معادل محکوم به و هزینه های اجرایی به محکوم له داده میشود. آنگاه اگر مازدادی داشته باشد در صورت وجود این دیگری که مازاد را توقیف نموده باشد به نفع او توقیف می گردد و در صورت عدم وجود طلبکار که مازاد را توقیف نموده باشد به محکوم علیه مسترد می شود.

۲- چون انتقال ملک طبق دستور دادگاه بدون پرداخت مالیات و عوارض مربوطه در دفتر اسناد رسمی صورت نمی گیرد و پرداخت آن جهت انجام نقل و انتقال ملک ضرورت دارد لذا مالیات و عوارض انتقال که قانوناً بر عهده فروشنده است از هزینه های اجرایی که پرداخت آن برای اجرای حکم و انتقال ملک ضروری است محسوب می گردد.

۳- چون طبق ماده ۱۴۵ قانون اجرای احکام مدنی هرگاه مالک حاضر به امضا سند انتقال به نام خریدار نشود نماینده دادگاه سند انتقال را در دفتر خانه اسناد رسمی به نام خریدار امضا می نماید و این امر بدون پرداخت مالیات و عوارض قانونی که بر عهده فروشنده است تحقق نمی یابد لذا چنان چه از فروش ملک چیزی اضافه بر محکوم له باقی بماند که پرداخت مالیات و عوارض نقل ملک از آن محل میسر باشد باید از همان محل پرداخت و موجبات اجرای حکم فراهم گردد ولی اگر مازادی نداشته باشد و کسی هم حاضر به پرداخت مالیات و عوارض مقرره نشود تنظیم سند انتقال ممکن نخواهد بود و متوقف خواهد ماند.نتیجتاً در مورد سوال چنان چه وجه زاید بر محکوم به که از طرف خریدار (محکوم له)پرداخت شده است از برای هزینه های ضروری جهت انتقال ملک کافی باشد باید وجوه مذکور از آن محل پرداخت شود و این امر با حقوق باشد باید وجوه مذکور از آن محل پرداخت شود و این امر با حقوق سایر طلبکاران تعارض ندارد زیرا اگر بعد از پرداخت محکوم به و هزینه های اجرایی چیزی بماندسایر طلبکاران به ترتیب نسبت به آن استحقاق خواهند داشت و مطابق مازاد بر محکوم به متعلق حق سایرین نیست و به شرح ذکر شده چون پرداخت مالیات و حقوق متعلقه به نقل املاک برای اجرای حکم ضرورت دارد و بدون آن نقل ملک و متیجتاً استیفا محکوم به ممکن نیست لذا مالیات و عوارض ذکر شده هزینه اجرایی محسوب می شود و مانند محکوم به باید تادیه شود."

در ارتباط با اجرائیه های ثبتی نیز پرداخت حق اجرا پس از ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ اجرائیه بر عهده بدهکار قرار میگیرد بااین توضیح که پرداخت تمام بدهی قبلی از تنظیم صورت مجلس مزایده از موجبات تنصیف حق الاجراست. ماده ۱۵۸ ایین نامه اجرای مفاداسناد رسمی لازم الاجرا در این خصوص مقرر کرده " در هر پرونده اجرائی برابر ماده ۱۳۱ قانون ثبت و تبصره آن و سایر مقررات مربوطه (حسب مورد) پس از ابلاغ اجرائیه حق‌الاجرا وصول می‌شود مگر اینکه مرجعی که پرداخت حق‌الاجرا به عهده اوست به موجب مقررات خاصی از پرداخت آن معاف شده باشد.

تبصره ۱- چنانچه بدهکار از تاریخ ابلاغ اجرائیه ظرف مدت ۱۰ روز مفاد آن را بموقع اجرا بگذارد از پرداخت حق ‌الاجرا معاف خواهد بود.

تبصره۲- هرگاه بدهکار قبل از تنظیم و امضاء صورتمجلس مزایده نسبت به پرداخت تمام بدهی خود اقدام نماید نصف حق‌الاجرا وصول می‌شود.

اثبات مالکیت در دفاتر خدمات الکترونیکی قضایی چگونه است؟

طبق ماده ۳۵ قانون مدنی تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. متصرف برای اثبات مالکیت خود نیاز به دلیل ندارد و بار اثبات دعوا بر عهده کسی است که می‌خواهد خلاف اماره قانونی تصرف را ثابت کند.

تصرف در صورتی دلیل مالکیت است که مالک سابق مال معلوم نباشد در غیر این صورت باید در دادگاه اثبات نماید که به یکی از اسباب نقل، مال موضوع دعوا به او منتقل شده است.

مالکیت از راه استناد به اماره تصرف یا از راه اثبات وقوع یکی از اسباب تملک یعنی عقود و قراردادها، اخذ به شفعه، ارث، حیازت مباحات اثبات می‌گردد.

اثبات مالکیت به دو نوع منقول و غیر منقول تقسیم می‌شود که مدارک و منضمات مورد نیاز به آن‌ها به تفکیک ذکر می‌گردد.

مدارک و منضمات مورد نیاز:

اثبات مالکیت (مالی):

تصویر مصدق سند (اختیاری)

اثبات مالکیت (مال غیر منقول):

۱- تصویر مصدق رسید پرداخت وجه (اختیاری)

۲- تصویر مصدق قرارداد (اختیاری)

۳- به همراه داشتن کارت ملی جهت احراز هویت و کارت عابر بانک جهت پرداخت هزینه دادرسی الزامی است.

در صورت عدم وجود مدارک اختیاری فوق می‌توانید یکی از موارد ذیل را ارائه نمایید.

۱- شهادت شهود و مطلعین

۲- درخواست استعلام

۳- تحقیقات محلی

۴- معاینه محلی

۵- شماره پرونده استنادی

۶- درخواست جلب نظر کارشناس

۷- اتیان سوگند

۸- سایر دلایل و مستندات

شرکت نسبی در قانون تجارت چه تعریفی دارد و شرایط تشکیل آن چیست

🔷شرکت نسبی یکی از انواع شرکتهایی که ضمانت و شخصیت شرکا در آن باید رعایت شود.

شرکت نسبی در ماده ۱۸۶۳ قانون تجارت به این گونه تعریف شده است :«شرکت نسبی به شرکتی اطلاق می‌شود که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوصی بین دو یا چند نفر تشکیل شده و مسئولیت هر یک از شرکا به میزان سرمایه‌ای است که در شرکت گذاشته شده است».
نام این شرکت از میزان مسئولیت شرکای آن گرفته شده است. این شرکت و شرکت تضامنی مانند هم هستند با این فرق که شرکا در شرکت تضامنی در برابر طلبکاران متضامناً مسئول پرداخت قروض شرکت هستند ولی در شرکت نسبی به شرح ماده ۱۸۶ قانون تجارت «چنانچه دارائی شرکت نسبی برای تادیه تمام قروض شرکت کافی نباشد هر یک از شرکاء به نسبت سرمایه‌ای که در شرکت داشته مسئول تادیه قروض شرکت است» برای مثال شرکتی که بین چهار نفر تشکیل می‌شود که اولی نصف سرمایه آن را پرداخته و دومی ربع آن را و دو نفر باقی مانده به طرز مساوی ربع دیگر را، چنانچه قروض شرکت از سرمایه شرکت بیشتر باشد بعد از استهلاک سرمایه نسبت به باقی‌مانده طلب شریک اول نصف قروض و دومی یک ربع آن و دو نفر دیگر هر یک، یک هشتم آن را مسئول پرداخت خواهند بود.
در بعضی از کشورهای اروپائی شرکت نسبی مانند فرانسه سابقه ندارد و به شرکتهای حقوقی، که در قانون مدنی تعریف شده شباهت تام دارد. اگر عنوان تجارتی آن را برداریم درست مانند شرکتهای حقوقی یا مدنی خواهد بود. بنابراین شرکت‌هائی که برای اموری غیر از تجارت تشکیل می‌شوند. مانند آبیاری یا امور زراعتی و غیره عموماً از این قسم خواهند بود بدون اینکه دارای شخصیت حقوقی باشند.

نام شرکت نسبی

طبق ماده ۱۸۴ قانون تجارت «در نام شرکت نسبی عبارت (شرکت نسبی) و لاقل نام یک نفر از شرکا باید ذکر شود و در صورتی که اسم شرکت شامل تمام شرکا نباشد پس از اسم شریک یا شرکائی که ذکر شد عباراتی مانند (شرکا) و یا (برادران) الزامی است» پس مانند شرکت تضامنی، در نام شرکت باید نام شریک یا شرکا قید و اسم هر یک که برده نمی‌شود باید شریک مخففی تحت عنوان شرکا و یا برادران ذکر شود، مانند شرکت نسبی علی احمدی و شرکاء و یا شرکت نسبی صدر و پسران. برای نشان دادن نسبی بودن مسئولیت شرکا شرکت به اشخاص خارج عبارت (شرکت نسبی) قید می‌شود.

تشکیل شرکت نسبی

برای تشکیل این نوع شرکت باید شرکت شرکتنامه‌ای تنظیم و عقد آن انعقاد شود و تمام سرمایه شرکت پرداخت شود. تا زمانی که تمام سرمایه پرداخت نشده تشکیل شرکت نسبی کامل نشده است. سهم‌الشرکه ممکن است نقدی یا غیرنقدی باشد اما در هر صورت سهم‌الشرکه نقدی باید در زمان شروع شرکت پرداخت و سهم‌الشرکه غیرنقدی که ممکن است جنس یا کارخانه یا امتیاز و یا کار شرکا باشد باید به تراضی تمام شرکا تقویم و تحویل گردد.

اداره شرکت

اداره شرکت معمولا با شرکا است و ممکن است مدیر از بیرون انتخاب شود و تعدادشان نیز امکان دارد یک یا چند نفر باشند اما در هر صورت «مسئولیت مدیر شرکت در مقابل شرکا همان مسئولیتی است که وکیل در مقابل موکل دارد» حدود و اختیار مدیر شرکت معمولاً در اساسنامه تصریح می‌شود. مدیران در اموری که اختیاری ندارند اقدامشان برای شرکت الزام آور نیست و اگر در این بابت عملی ضرری را متوجه شرکت کنند مسئول آن خواهند بود. اما اگر شرکت در اثر اقدامات عادی مدیر که عادتاً جزء اختیارات اوست دچار ضرر شود مسئولیت متوجه مدیر نخواهد بود

با سلام، 4/5 ثلث دیه یک دست چقدر می شود؟

نرخ دیه 1396
دیه کامل :٢١٠/٠٠٠/٠٠٠
یک ده هزارم:٢١/٠٠٠
یک هزارم:٢١٠/٠٠٠
یک صدم:٢/١٠٠/٠٠
نیم صدم:١/٠٥٠/٠٠٠
یک دهم درصد:٢١٠/٠٠٠
دو دهم درصد:٤٢٠/٠٠٠
سه دهم درصد:٦٣٠/٠٠٠
چهار دهم درصد:٨٤٠/٠٠٠
پنج دهم درصد:١/٠٥٠/٠٠٠
شش دهم درصد:١/٢٦٠/٠٠٠
هفت دهم درصد١/٤٧٠/٠٠٠
هشت دهم درصد:١/٦٨٠/٠٠٠
نه دهم درصد:١/٨٩٠/٠٠٠
یک صدم دیه کامل :٢/١٠٠/٠٠٠
دو درصد دیه:٤/٢٠٠/٠٠٠
سه درصد دیه:٦/٣٠٠/٠٠٠
چهار درصد ديه : ٨/٤٠٠/٠٠٠
پنج درصد دیه:١٠/٥٠٠/٠٠٠
شش درصد دیه:١٢/٦٠٠/٠٠٠
هفت درصد دیه:١٤/٧٠٠/٠٠٠
هشت درصد دیه:١٦/٨٠٠/٠٠
نه درصد دیه:١٨/٩٠٠/٠٠٠
ده درصد دیه:٢١/٠٠٠/٠٠٠
یک دهم دیه:٢١/٠٠٠/٠٠٠
دو دهم دیه:٤٢/٠٠٠/٠٠٠
سه دهم دیه:٦٣/٠٠٠/٠٠٠
چهار دهم دیه:٨٤/٠٠٠/٠٠٠
پنج دهم دیه:١٠٥/٠٠٠/٠٠٠
شش دهم دیه:١٢٦/٠٠٠/٠٠٠
هفت دهم دیه:١٤٧/٠٠٠/٠٠٠
هشت دهم دیه:١٦٨/٠٠٠/٠٠٠
نه دهم دیه:١٨٩/٠٠٠/٠٠٠
نصف دیه کامل:١٠٥/٠٠٠/٠٠٠
ثلث دیه کامل:٧٠/٠٠٠/٠٠٠
ربع دیه کامل:٥٢/٥٠٠/٠٠٠
خمس دیه کامل:٤٢/٠٠٠/٠٠٠
دیه کامل در ماه های حرام:٢٨٠/٠٠٠/٠٠٠ (تومان)

اجاره (قرارداد اجاره)

 

💢نکته مهمی که باید در قراردادهای اجاره باید توجه کنید
✍️همیشه قراردادهای اجاره خود را با حضور دو نفر شاهد که ذیل اجاره نامه را امضا کنند، منعقد کنید؛ در غیر این صورت، مشمول حمایت های قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1376، خصوصاً در باب تخلیه فوری ملک پس از پایان مدت اجاره نخواهید شد

📝5 نکته مهم در مورد حضانت



1⃣در صورت فوت پدر،حضانت طفل با مادر زندہ است هر چند این طفل جد پدری یا قیم داشته باشد،مگر در صورت عدم صلاحیت مادر.

2⃣فرزند دختر تا 9 سال قمری و فرزند پسرتا 15 سال قمری تحت حضانت والدین خود هستند.

3⃣فرزند دختر پس از اتمام سن 9 سالگی و فرزند پسر پس از اتمام سن 15 سالگی در تعیین محل زندگی خود(نزد پدر یا مادر) مختار می‌‌باشند.

4⃣پدر یا مادری که حضانت طفل به آنها دادہ شدہ حق ندارند طفل را به محلی غیر از محل اقامت طرفین یا خارج از کشور ببرد یا بفرستد،مگر با کسب اجازہ از دادگاہ.

5⃣اگر در صورت انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل در حضانت اوست سلامت روانی و جسمی طفل دستخوش خطر قرار گیرد این دادگاہ است که برای حضانت طفل تصمیم لازم را خواهد گرفت.
#حضانت

نفقه فرزند چگونه محاسبه می‌شود؟

 

◀️اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کند.

🔻براساس ماده 1199 قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.

🔸بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود. ملاحظه می‌شود که قانون بسادگی بی‌خیال نفقه فرزندان نشده و برای دریافت آن شیوه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده است.

🔺در قانون پیش‌بینی شده است که اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کندو در ادامه هم اگر پدر دارای اموال باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها می‌توانند با ارائه دادخواست به دادگاه و دریافت رای قطعی به میزان نفقه تعیین شده اموال و دارایی پدر را به نفع خود توقیف کنند.
نفقه فرزند چگونه محاسبه می‌شود؟

◀️اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کند.

🔻براساس ماده 1199 قانون مدنی پرداخت و تامین نفقه اولاد به عهده پدر است و در صورتی که پدر فوت کرده باشد یا قادر به پرداخت نفقه فرزندان نباشد، پرداخت نفقه به عهده پدربزرگ خواهد بود و در صورتی که جد پدری هم زنده نباشد یا نتواند نفقه بپردازد، تامین هزینه‌ها به عهده مادر خواهد بود و در صورتی که مادر هم نباشد یا خودش مشکلات معیشتی داشته باشد، به عهده اجداد پدری و اجداد مادر یعنی مادربزرگ پدری یا مادربزرگ مادری خواهد بود.

🔸بنابراین نفقه فرزندان به ترتیب ابتدا به عهده پدر، دوم پدربزرگ پدری، سوم مادر، چهارم مادر‌بزرگ پدری و هم مادربزرگ مادری و پدربزرگ مادری خواهد بود. ملاحظه می‌شود که قانون بسادگی بی‌خیال نفقه فرزندان نشده و برای دریافت آن شیوه‌های مختلفی را پیش‌بینی کرده است.

🔺در قانون پیش‌بینی شده است که اگر پدری با داشتن امکانات مالی از پرداخت نفقه فرزندانش خودداری کند، این مساله بار کیفری دارد و فرزندان یا فردی که مسوولیت سرپرستی و نگهداری فرزندان را به عهده دارد، می‌تواند علیه او در این رابطه به دادگاه شکایت کندو در ادامه هم اگر پدر دارای اموال باشد، اما از پرداخت نفقه به فرزندان خود امتناع کند، آنها می‌توانند با ارائه دادخواست به دادگاه و دریافت رای قطعی به میزان نفقه تعیین شده اموال و دارایی پدر را به نفع خود توقیف کنند.

🆔

بحث شیرین وصیت نامه!!!

 

سوال شده که!!!آیا وصیت‌نامه‌ای که بوسیله دیگران نوشته شده باشد، قابل قبول است؟

جواب میدیم که...🔹از نظر قانون امور حسبی وصیتی که خودنوشت، رسمی یا سری نباشد فقط در صورتی معتبر است که اشخاص ذی نفع در ترکه به صحت وصیت اقرار نمایند.
در مورد پرسش دوم باید گفت که موصی تا یک سوم اموال خود را می‌تواند وصیت کند. اگر وصیت موصی بیش از این مقدار باشد، در مورد مازاد بر یک سوم دارایی زمان فوت، رضایت ورثه شرط است. در این صورت اگر ورثه نسبت به مازاد توافق ننمایند می‌توانند به آن قسمت از وصیت عمل نکنند. ماده ۸۴۲ قانون مدنی ایران مقرر می‌دارد:
وصیت به زیاده بر ثلث ترکه نافذ نیست، مگر با اجازه وراث و اگر بعضی از ورثه اجازه کند فقط نسبت به سهم او نافذ است.

میبینید که بعد مرگتون البته دور از جان بعده 150سال...اختیار هیچ چیز رو ندارید... پس تا زنده هستید و نفسی میاد و میره اموالتون رو تکلیفش رو به طرق حقوقی روشن کنید. بطوری که هم بتونید در زمان زندگی شیرینتون از اونها منتفع بشید و وارث محترم شمارو با اردنگی بیرون نندازه ولی برای بعد فوتتون اونم بعد 150 سال مشکلی هم برای وراث یا کسی که تمایل دارید اموالتون بهش منتقل بشه بوجود نیاد...البته راهکارهای خوشگلی هست که بعدها براتون توضیح میدم اگر زنده ماندم.

#وارث#وصیت#ترکه#ثلث_اموال

 

باز هم مطالب خواندی چک بلامحل!!!

 

✅مسئولیت اشخاص حقوقی در صدور چک بلامحل(چک بلامحل خر است)

🔹برای طرح موضوع مسئولیت اشخاص حقوقی در صدور چک بلامحل، می‌توان ابتدا این پرسش را مطرح کرد که اشخاص حقوقی در مورد اسناد تجاری چه مسئولیتی بر عهده دارند؟ و در ادامه این پرسش، به دلیل وجود حکمی خاص در ماده ۱۹ قانون صدور چک در مورد سند تجاری چک، به این موضوع به صورت جداگانه پرداخت.

در صورتی که چکی صادر و منجر به عدم پرداخت شده، یعنی بلامحل باشد، صادرکننده یا امضاکننده چک، یعنی مدیری که آن را امضا کرده است؛ و شرکت یعنی شخص حقوقی، از لحاظ حقوقی، مسئولیت تضامنی دارند. به این معنا که طلبکار یا دارنده چک می‌تواند وجه چک را از محل دارایی شرکت و نیز از اموال مدیری که چک را امضا کرده است، مطالبه و وصول کند.

از لحاظ کیفری نیز باید گفت که مسئولیت صدور چک بلامحل، فقط متوجه مدیری است که چک را امضا یا صادر کرده است؛ به این معنا که مسئولیت کیفری متوجه شخص حقوقی نمی‌شود.

ممکن است شرکت، اعضای هیات‌مدیره داشته یا اینکه صاحب امضای مجاز شرکت، چند نفر باشند. در چنین شرایطی، ممکن است یکی از صاحبان امضا، چک را امضا کرده و در اختیار دارنده قرار دهد

 

مدیری که چکی را امضا کرده است، از لحاظ کیفری و حقوقی مسئولیت دارد و مدیری که پشت چک را امضا نکرده است، فاقد مسئولیت خواهد بود. بر اساس ماده ۱، ۹ قانون صدور چک، در صورتی که چک به وکالت یا نمایندگی از طرف صاحب حساب اعم از شخص حقیقی یا حقوقی صادر شده باشد، صادرکننده چک و صاحب امضا متضامنا مسئول پرداخت وجه چک بوده و اجراییه و حکم ضرر و زیان بر اساس تضامن علیه هر دو نفر صادر می‌شود.

به علاوه امضاکننده چک طبق مقررات این قانون مسئولیت کیفری خواهد داشت، مگر اینکه ثابت کند عدم پرداخت مستند به عمل صاحب حساب یا وکیل یا نماینده بعدی او است؛ در این صورت کسی که موجب عدم پرداخت شده است، از نظر کیفری مسئول خواهد بود.

پرسشی که در اینجا مطرح می‌شود، آن است که اگر اسناد تعهدآور مانند چک، بر اساس اساسنامه، باید توسط مدیرعامل و رییس هیات‌مدیره شرکت امضا شود، در صورتی که تنها یکی از آن‌ها آن را امضا کرده است، آیا با وجود نقص امضا، شخص حقوقی، مسدولیت تضامنی یا حقوقی؟ این موضوع در حالی است که بانک نیز به دلیل نقص امضا، چک را برگشت زده است.

در پاسخ به این پرسش باید گفت: برخی معتقدند شرکت مسئول است و باید وجه چک را پرداخت کند و بعضی دیگر می‌گویند که، چون چک فاقد امضا است، لذا شرکت متعهد نمی‌شود و فقط مدیری که چک را امضا کرده است، از لحاظ کیفری و حقوقی باید پاسخگو باشد. البته باید گفت که این اختلاف در رویه محاکم، به‌خاطر برداشت از مقررات قانونی است.

به نظر می‌رسد که در این زمینه نباید شرکت را مسئول بدانیم، چون شرکت اعلام کرده بود که در صورت وجود دو امضا، مسئول خواهد بود؛ حال آن که در اینجا نقص امضا وجود دارد.

🔹نفوذ اقدامات مدیر عامل شرکت در مقابل اشخاص ثالث

البته ماده ۱۳۵ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت گفته است که تمامی اعمال و اقدامات مدیران و مدیرعامل شرکت در مقابل اشخاص ثالث، نافذ و معتبر است و نمی‌توان به عذر عدم اجرای تشریفات مربوط به طرز انتخاب آنها، اعمال و اقدامات آنان را غیرمعتبر دانست.

بر اساس ماده ۱۱۸ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت، جز درباره موضوعاتی که به موجب مقررات این قانون، اخذ تصمیم و اقدام درباره آن‌ها در صلاحیت خاص مجامع عمومی است، مدیران شرکت دارای همه اختیارات لازم برای اداره امور شرکت هستند؛ مشروط بر آن که تصمیمات و اقدامات آن‌ها در حدود موضوع شرکت باشد.

محدود کردن اختیارات مدیران در اساسنامه یا به موجب تصمیمات مجامع عمومی فقط از لحاظ روابط بین مدیران و صاحبان سهام معتبر بوده و در مقابل اشخاص ثالث، باطل و کان‌لم‌یکن است.

ماده ۱۲۵ لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت نیز به این موضوع می‌پردازد که مدیرعامل شرکت در حدود اختیاراتی که توسط هیات‌مدیره به او تفویض شده است، نماینده شرکت محسوب می‌شود و از طرف شرکت حق امضا دارد.

همانطور که گفته شد، ماده ۱۹ قانون صدور چک، منحصر به سند تجاری چک است و در مورد سفته و برات، احکام به‌گونه دیگری است. اگر سفته صادر شده و واخواست شود، مدیر شرکت، خود مسئولیت کیفری و حقوقی ندارد و در اینجا مسئولیت متوجه شرکت یا شخص حقوقی است.

درمقررات فعلی مربوط به چک یعنی از سال ۱۳۸۶ به بعد، چک به عنوان سند حال تلقی نمی‌شود و می‌تواند وعده‌دار باشد. به این معنا که مدیر شرکت مجاز است برای یک ماه آینده، چکی صادر کند، اما معلوم نیست که آیا تا ماه آینده، از طرف شرکت، همچنان دارای اختیاراتی خواهد بود یا خیر و آیا می‌تواند محل چک را تامین کند تا برگشت نخورد یا خیر؟

این موضوع که بخواهیم مدیر را مجازات کنیم یا از او بخواهیم که از محل اموال شخصی خود، مبلغ چک را پرداخت کند،عادلانه نیست چرا که ممکن است هیچ‌گونه تقصیری در این زمینه نداشته باشد.

اگر ثابت شود که مدیر چکی را امضا و صادر کرده، اما خود او باعث عدم پرداخت و برگشت آن نشده باشد، بلکه مدیر بعدی، مانع وصل چک شده است، در چنین شرایطی، مدیر بعدی در این زمینه مسئولیت کیفری خواهد داشت.

البته در اینجا باید تاکید کرد که صرف این موضوع که مدیر بعدی، به پر کردن محل چک اقدام نکرده، در زمینه مسئولیت کیفری او کفایت نمی‌کند بلکه بحث مورد نظر مربوط به مواردی است که چک، در اصطلاح، محل داشته و توسط شرکت نیز تامین شده، اما مدیر بعدی، با فعل مثبت خود و انجام اقداماتی، جلوی وصول چک را گرفته است؛ نه اینکه در این زمینه کوتاهی کرده باشد؛ بنابراین باید گفت: اگر این فرد با انجام اقدامات مثبت، مانع از وصول چک شده باشد، مسئولیت کیفری متوجه او خواهد شد.

منبع: روزنامه حمایت

 

موارد قابل توقیف.اعمال ماده دو اجرای احکام

 

✅اموال همسر و فرزند بخاطر بدهی پدر یا همسر قابل مصادره نیست

ماده ۱ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، هر کس به موجب حکم دادگاه به دادن هر نوع مالی به دیگری محکوم شود و از اجرای حکم خودداری کند، هرگاه محکوم به عین معین باشد آن مال أخذ و به محکومٌ له تسلیم می‌شود و در صورتی که رد عین ممکن نباشد یا محکوم به عین معین نباشد، اموال محکوم علیه با رعایت مستثنیات دین و مطابق قانون اجرای احکام مدنی و سایر مقررات مربوط، توقیف و از محل آن حسب مورد محکوم به یا مثل یا قیمت آن استیفاء می‌شود. از طرفی دیگر مطابق ماده ۲ از همان قانون، مرجع اجراء کننده رأی، اعم از قسمت اجرای دادگاه صادرکننده اجرائیه یا مجری نیابت، مکلف است به تقاضای محکوم له از طرق پیش بینی شده در این قانون و نیز به هر نحو دیگر که قانوناً ممکن باشد، نسبت به شناسایی اموال محکوم علیه و توقیف آن به میزان محکوم به اقدام کند.
فلذا باید بیان داشت توقیف و برداشت از اموال دیگران امکان پذیر نمی‌باشد. اما همواره پرداخت دین از طرف ثالث و به خواست خود اشکال قانونی ندارد.

 

جرایم مربوط به ثبت اسناد کدام ها هستند؟

 

✅جرایم مربوط به ثبت اسناد

🔹جرایمی که مجازات جعل در اسناد رسمی را دارد به شرح زیر است

1⃣ثبت اسناد مجعوله یا مزوره

2⃣ثبت سند بدون حضور اشخاصی که مطابق قانون باید حضور داشته باشند. مثلاً اگر سردفتری سند معامله ای را بدون حضور طرفین ثبت نماید و در این کار تعمد داشته باشد به مجازات جعل در اسناد رسمی محکوم خواهد شد.

3⃣ثبت سند به نام کسانی که آن معامله را نکرده اند.

4⃣ثبت سند به تاریخ مقدم یا موخر.

5⃣معدوم کردن تمام یا قسمتی از دفاتر ثبت اسناد.

6⃣پنهان و مکتوم نمودن دفتر یا دفاتر ثبت اسناد.
7⃣کشیدن ورقی از دفاتر ثبت اسناد

8⃣از اعتبار انداختن ثبت سند به وسیله ی ارتکاب اعمال متقلبانه.
9⃣ثبت سند انتقال با علم به عدم مالکیت انتقال دهنده.

🔟ثبت سندی که به طور وضوح سندیت نداشته یا از سندیت افتاده است.

1⃣1⃣دادن تصدیق مخالف واقع(این مورد اختصاص دارد به کارکنان اداره ثبت اسناد و املاک، ماده ۱۰۳)

✅شرط جرم شناخته شدن اعمال مشروحه ی بالا آن است که از روی عمد انجام شده باشد.

✅تمام جرایم ذکر شده از جرایم عمومی بوده و تعقیب آنها محتاج به شکایت شاکی خصوصی نیست و گذشت شاکی خصوصی هم موجب موقوف شدن تعقیب یا موقوف شدن اجراء حکم نمی شود

 

آیا دستکاری در فتوکپی جعل محسوب میشود؟؟

 


دستکاری در فتوکپی اسناد رسمی یا عادی، مصداق بزه جعل نیست؛ به عبارت بهتر جعل فتوکپی و استفاده از آن چون امکان اضرار غیر را ندارد جعل جزایی محسوب نمی‌شود.

🔹تاریخ رای نهایی:
1392/09/23
🔹شماره رای نهایی:
9209970270101084

✅رای بدوی

در خصوص کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 16 تهران علیه م.ص. فرزند ی. دایر بر: 1- جعـل رسیـد 2- استفاده از سند مجعول موضوع شکایت ح.م. فرزند م.؛ با عنایت به 1- شکایت شاکی 2- نظریه کارشناسی 3- محتویات کلاسه استنادی به شماره 920036 مطروحه در شعبه 183 حقوقی تهران 4- سایر قرائن و امارات بزهکاری متهم محرز است، مطابق ماده (536) قانون مجازات اسلامی متـهم موصـوف را به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم و حکم به ضبط سند مجعول در پرونده صادر می‌گردد. رأی صادره مطابق ماده 217 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری نسبت به متهم (به لحاظ عدم حضور وی در دادگاه) غیابی تلقی ظرف 10 روز پس از ابلاغ به وی قابل واخواهی در این شعبه و پس از انقضای آن ظرف 20 روز پس از ابلاغ به شاکی خصوصی قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.
🔹دادرس شعبه 1145 دادگاه عمومی جزایی تهران

✅رای دادگاه تجدید نظر

در این پرونده بانوان ن.ق. و س.ق. به وکالت از خانم‌ م.ص. از دادنامه شماره 00498 مورخ 10/6/92 شعبه 1145 دادگاه عمومی جزایی تهران که در مقام واخواهی و تأیید دادنامه غیابی شماره 00435 مورخ 21/5/92 همان شعبه صادر شده تجدیدنظرخواهی کرده‌اند. به موجب دادنامه غیابی مذکور تجدیدنظرخواه از اتهامات جعل و استفاده از سند مجعول موضوع شکایت آقای ح.م. به تحمل یک سال حبس و ضبط سند مجعول محکوم شده است. دادگاه با توجه به بررسی اوراق و مستندات پرونده، هر چند استفاده از سند مجعول حتی توسط جاعل نیز جرم جداگانه است و در صورت درست بودن حکم بدوی نیز می‌بایستی دو مجازات برای مرتکب تعیین می‌شد اما از آن جایی که یک برگ فتوکپی به شورای حل اختلاف ارائه شده و اصل سند وجود نداشته است. دادنامه تجدیدنظرخواسته موجه و شایسته تأیید نمی‌باشد زیرا بزه جعل ساختن و نوشتن سند بر خلاف واقع و حقیقت و قصد و اضرار به غیر است و جعل فتوکپی اسناد اعم از رسمی و عادی جرم نیست و فاقد وصف کیفری می‌باشد و با عنایت به ماده 523 قانون مجازات اسلامی و تعریف قانونی جعل فتوکپی و استفاده از آن چون امکان اضرار غیر را ندارد جعل جزایی محسوب نمی‌شود بر همین اساس دادنامه تجدیدنظرخواسته مخدوش و مقتضی نقض است از این رو ضمن نقض دادنامه موصوف به استناد شق 1 بند ب ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری و انطباق درخواست تجدیدنظر با بند ب ماده 240 قانون مرقوم و رعایت بند الف ماده 177 همان قانون حکم به برائت تجدیدنظرخواه از اتهامات یاد شده صادر و اعلام می‌شود. این رأی قطعی است.
🔹رئیس شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ـ مستشار دادگاه/پژوهشگاه قوه قضاييه

 

وکیل خوب

وکیلِ خوب؛ باید هنرِ سخن گفتن و گوش دادنِ موثر را بداند.

وکیلِ خوب؛ باید صاحب پشتوانه‌ای غنی از گسترۀ واژگان باشد.

وکیلِ خوب؛ باید بتواند به موقع بر خشم و عصبانیت خود غلبه کند.

وکیلِ خوب؛ با گفتار و کردار سنجیدۀ خود، به کلمات اعتبار می‌بخشد.

وکیلِ خوب؛ باید همواره «بی‌نیازی» خود را، بی‌صدا فریاد بزند!

وکیلِ خوب؛ همواره بر روی تیغ دولبۀ سرعت و دقت نظر گام برمی‌دارد.

وکیلِ خوب؛ می‌تواند ذهن موکل را از ابهام، تردید، و خیال دور کند.

وکیلِ خوب؛ متعهد به «وسیله» است و هرگز «نتيجۀ دعوا» را تضمين نمى‌كند.

وکیلِ خوب؛ می‌داند كه اعتبارِ «كلام» او باید از هر «سند رسمى» برتر باشد.

وکیلِ خوب؛ کسی است که سینه‌اش گنجینۀ مهرشدۀ اسرار مردم باشد.

وکیلِ خوب؛ باید امينِ جان، مال، آبرو، ومایۀ آرامش مردم باشد.

وکیلِ خوب؛ مظهر اقتدار و فروتنی است و هرگز باج نمی‌دهد.